والا از قــــدیــم می گــفـتـن انســان "جـــایــز
الخطـــــاســـت"...
الان دیـگـه مـاشــــالا بـعـضــــیــــا "دائـــم
الـــخــــطــــان".. !!!
دیگـــر تــمـــام شد...
آرزو هایـــم را گذاشتـــم
دم کــــوزه
بــا آبـــش
قرص های اعصــابم را مـیــخــورم . . .
روزی می رسد که در خیال خود ؛
جای خالی ام را حس کنی !
در دلت با بغض بگویی :
" کاش اینجا بود " ....
اما من دیگر ؛
به خوابت هم نمی آیم ... !!!
خدایا ! من را ببخش به خاطر تمام درهایی که کوبیدم و خانه تو نبود !
در گذر از جاده ی زندگی آموختم :
کسانی را که بیشتر دوست می داری ،
زود تر از
دست می دهی ... !!!
من یک عذرخواهی به خودم بدهکارم...
برای اینکه غرورم را
شکستم...
برای اینکه همیشه احساساتی بودم...
برای اینکه انسان بودم
!!!
نانوا هم جوش شیرین میزند بیچاره فرهاد!!!!
چقدر دلم هوایت را میکند
حالا که دیگر هوایم را نداری...
چگونه به زخم های پاهایم بگویم تمام راه های رفته اشتباه بوده چگونه بگویم..... چگونه!؟؟
دردم این نیست که
او عاشق نیست
دردم این نیست که
معشوق من از عشق تهی است
دردم این است که
با دیدن این سردیها
من چرا دل بستم...؟
صبر داشته ب صبر داشته باش
صبر صبر داشته باش...
صبورانهصبورانه در انتظار زمان بمان !
هر چیز در زمان خودش رخ می دهد.
باغبان حتی اگر باغش را غرق آب کند،
درختان خارج از فصل خود میوه نمی دهند !
از روزی که نامتـــ
ملکه ی ذهنمـــ شد،
احساســ می کنمــ جمجمه امـــ
ـبا شکوه ترینـــ امپراتوریدنیاست....
می نویسم
می نویسم
اما همیشه دوسطر مانده تا تو
تب می کنم
نگاهم می کنی
می گویی چقدر زیبا شده ای
شاید همین حال مرا خوب کند
......دوسطر پایانی را تو بنویس
مطمئن باش و برو
ضربهات کاری بود
دل من سخت شکست
و چه زشت
به من و سادگیام خندیدی
به من و عشقی پاک
که پر از یاد تو بود
و خیالم میگفت تا ابد مال تو بود
تو برو، برو تا راحتتر
شبهای دراز بی عبادت چه کنم؟طبعم به گنه کرده عادت، چه کنم؟ گویند کریم است و گنه می بخشد؛ گیرم که بخشید، ز خجالت چه کنم؟
خدای خوبم هرگز کسی را به آنچه قسمتش نیست عادت مده
کورش کبیر
بی نقاب باش، گاهی فقط شبیه خودت .... همیــن! همیــن! همیــن! همیــن! همیــن! : هم میگن بی گناه تا پای دار میره ولی بالای دار نمیره ولی هیچکس به این فکر نکرده که تا پای دار رفتن برای یه بی گناه از صد بار بالای دار
رفتن یه گناه کار زجرآور تره !!! یــن!
مَن اگر ،
آنقدَر که یادِ تواَم
به یادِ خُدا بودَم
قَطعا نیمی از بِهشت
مال مَن بود
تو اگر،
آنقَدر که یادِ مَنی
به یادِ خُدا باشی
قطعا جهنم از آنِ تو بود
.......................................
فـرهـاد می دانــستــــ
صـد سـال نمـی تـواند کـوه را بـکنـد
فـقـط مـی خـواسـتــ یـکــ بـار
اسمـش را بـا شـیرین بیـاورند!
هیچ کس نَفَهمید..
شایَد شِیطان ، عاشِق حَوا شُده بو د
که به آدم سجده نَکرد...
....................................
.........................
بزرگترین اساتید معنویت ادامس ها هستند!
، از همان کودکی
سعی می کنند به ما بفهمانند هیچ شیرینی پایدار نیست...
روز اول که عاشقت شدم یادت هست؟ تو کرم ابریشم بودی و من کرم سیب .
من به تو قول دادم که دیگه سیب نخورم تو هم به من قول دادی که دور خودت تار نزنی!
اما من وقتی یک سیب خوشمزه دیدم قولمون یادم رفت و تو از غصه دور خودت تار زدی و بعد یک پروانه خوشگل شدی و منو تنها گذاشتی رفتی
دیگه از هر چی سیییییییییییییییییب متنفرممممممممممممم...
من و تو زوج شدیم پشت دو دیوار بلند..چه کسی فرد شدن
را به دل ما ره داد
کاش از درس ریاضی هیچ نمی فهمیدیم
من میگم چشات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم چه قدر تو ماهی
تو میگی اول راهی
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمیشه
من می گم خیلی غریبم
تو میگی نده فریبم
من میگم خوابت رو دیدم
تو میگی دیگه بریدم
من می گم هدف وصاله
تو ولی میگی محاله
من میگم یه عمره سوختم
تو میگی قلبم رو دوختم